<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>در اندیشه پرواز</title>
		<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>شناخت رابطه عبد ومولا</title>
			<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-3</link>
			<pubDate>10:51:00 +0330 سه شنبه، 21 اسفند 1397</pubDate>			<dc:creator>نجوای بندگی</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبت ها</category>			<guid isPermaLink="false">723977@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; color: #ff0000;&quot;&gt;پرده چهارم: کبریایی خدا، محور بندگی     &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;الان به کسانی که در فرهنگ اومانیستی غرب تربیت شده‌اند، نمی‌شود گفت بالای چشمتان ابروست. می‌گوید: «خدا مال ماست. خدا یکی از اجزای سبد نیازمندی‌های روزمره ماست! ما هر روز یک روزنامه می‌خواهیم، یک شیر می‌خواهیم که باید صبح بیایند در خانه بدهند، هفته‌ای یک مجلهو بعد یک دانه خدا می‌خواهیم که با او مناجات کنیم. راستی نان هم می‌خواهیم. بنزین هم می‌خواهیم برای ماشینمان&amp;#8230; .» معنویت رایج جهان، معنویت بدون عبودیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این خدا مهربان است، اما کبریایی ندارد؛ و کبریایی خدا آن‌قدر اهمیت دارد که محوری‌ترین ذکر نماز «الله اکبر» است. نمازی محور دین است. یارو طوری می‌گوید: «اوه! مای گاد!» که آدم می‌فهمد منظورش خدا کوچولوی خودش است. تو تنها خداپرستی هستی که تا در خانه خدا می‌آیی اولین فریادت «الله اکبر» است. زمزمه‌ات الله اکبر است. نجوایت الله اکبر است. بقیه نام‌های خدا غلط نیست ولی برای نماز باید تنها بگویی «الله اکبر». محوری بودن نماز در میان آموزه‌های دینی و محوری بودن این ذکر نماز، نشان از یک واقعیت دارد و آن هم محوری بودن کبریایی خدا در مسیر بندگی انسان است.           &lt;br /&gt;شخصی به من می‌گفت: «شما الله اکبرهای نماز را می‌بینید اما بسم الله الرحمن الرحیم‌های قرآن را نمی‌بینید؟! این که خیلی مهربانانه است، چرا این تیکه‌هایش را نمی‌گویی؟» گفتم: «اولا معنای الله اکبر این نیست که خدا نامهربان است. ثانیاً هیچ می‌دانی در «بسم الله الرحمن الرحیم» چقدر تکبر موج می‌زند؟ چقدر تکبر و مهربانی او در آن است؟» من اگر به شما بگویم که اول سوره‌ها را این گونه شروع کنید: «به نام من که طلبه مهربانی هستم»، آیا شما از این تعبیر مهربانی مرا احساس می‌کنی یا تکبر مرا؟ واضح است بدون اینکه لفظ تکبر را بیاورم، تکبر در این عبارت موج می‌زند. خدا در ابتدای سوره‌هایش می‌گوید: «به نام من» و با تکبرش انسان را به تذلل وا‌ می‌دارد.      &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یک سال در ماه مبارک رمضان، ده روزی در مورد کبریایی خدا صحبت می‌کردم. می‌گفتم اصلا خود کلمه «متکبر» به عنوان صفت خدا در قرآن آمده است. متکبر برای ما بد است اما برای خدا خوب است. عبد از تکبر مولایش لذت می‌برد، مثل لذتی که بچه سه ساله از محکم و مقتدر بودن بابایش می‌برد. خلاصه چند روز از این حرف‌ها زدیم تا اینکه روز هفتم بنده‌ی خدایی آمد به من گفت: «حاج آقا! توضیحاتتان درست است، اما می‌شود نگویید خدا متکبر است. این بالاخره ناراحت کننده است!» گفتم: «آخر سرنتوانستی با خودت کنار بیایی؟ بگویم خدا ناز است، کوچولو است، مامانی است، الهی جگرش را بخورم، این‌جوری راحت‌تری؟» بعضی‌ها خدای متکبر را دوست ندارند. در حالی که اصلا حقیقت ارتباط ما با خدا تذلل در برابر خدایی متکبر است.           &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از مهربانانه‌ترین آیات قرآن، آیه ۶۰ سوره مبارکه غافر است. ظاهر ابتدای این آیه، مهربانی بدون کبریایی خداست، آنجا که خدا می‌فرماید: «ادعُونی اَستَجِب لَکُم؛ مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.» ادعای ما این است که مهم‌ترین اثر روانی آیات قرآن، القای کبریایی خداست. ممکن است بعضی تصور کنند که در این قطعه از آیه، القای کبریایی نیست و صرفاً مهربانی است. در حالی که در همین قطعه هم هرچند مهربانی خدا مشهود است، ولی کبریایی خدا هم دیده می‌شود. اولاً، خدا می‌فرماید «من» را بخوانید تا شما را اجابت کنم. ثانیاً، در ادامه آیه خدای متعال صریحاً می‌فرماید: «اِنَّ الَّذِینَ یَستَکبِرُونَ عَن عِبَادَتِی سَیَدخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرینَ؛ کسانی که از دعا کردن تکبر بورزند، آن‌ها را با خواری وارد جهنم می‌کنم.»           &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;البته این خدایی که باران کبریایی است، مهربان هم هست، غفار هم هست، اگر نبود که بیچاره بودیم. این خدا شنونده هم هست، صبور هم هست، حلیم هم هست، ستار هم هست، بردبار هم هست. این خدا منتظر ماهم هست. این خدایی که بسیار با عظمت است، این خدا حاضر است ما را ببخشد. حاضر است کوتاهی‌های ما را جبران کن. آبروی ما را نمی‌برد. این خدا ما را دوست دارد. این خدا هرچه گناه کنیم تا آخر عمر باز پیگیری می‌کند که ما را به سوی خود برگرداند. ولی یادمان نرود او اول از همه اینها خداست و ما در مقابل او عبد هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;منبع : کتاب شناخت رابطه عبد و مولا .نوشته علیرضا پناهیان &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14pt;"><strong><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; color: #ff0000;">پرده چهارم: کبریایی خدا، محور بندگی     </span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">الان به کسانی که در فرهنگ اومانیستی غرب تربیت شده‌اند، نمی‌شود گفت بالای چشمتان ابروست. می‌گوید: «خدا مال ماست. خدا یکی از اجزای سبد نیازمندی‌های روزمره ماست! ما هر روز یک روزنامه می‌خواهیم، یک شیر می‌خواهیم که باید صبح بیایند در خانه بدهند، هفته‌ای یک مجلهو بعد یک دانه خدا می‌خواهیم که با او مناجات کنیم. راستی نان هم می‌خواهیم. بنزین هم می‌خواهیم برای ماشینمان&#8230; .» معنویت رایج جهان، معنویت بدون عبودیت است.</p>
<p style="text-align: justify;">این خدا مهربان است، اما کبریایی ندارد؛ و کبریایی خدا آن‌قدر اهمیت دارد که محوری‌ترین ذکر نماز «الله اکبر» است. نمازی محور دین است. یارو طوری می‌گوید: «اوه! مای گاد!» که آدم می‌فهمد منظورش خدا کوچولوی خودش است. تو تنها خداپرستی هستی که تا در خانه خدا می‌آیی اولین فریادت «الله اکبر» است. زمزمه‌ات الله اکبر است. نجوایت الله اکبر است. بقیه نام‌های خدا غلط نیست ولی برای نماز باید تنها بگویی «الله اکبر». محوری بودن نماز در میان آموزه‌های دینی و محوری بودن این ذکر نماز، نشان از یک واقعیت دارد و آن هم محوری بودن کبریایی خدا در مسیر بندگی انسان است.           <br />شخصی به من می‌گفت: «شما الله اکبرهای نماز را می‌بینید اما بسم الله الرحمن الرحیم‌های قرآن را نمی‌بینید؟! این که خیلی مهربانانه است، چرا این تیکه‌هایش را نمی‌گویی؟» گفتم: «اولا معنای الله اکبر این نیست که خدا نامهربان است. ثانیاً هیچ می‌دانی در «بسم الله الرحمن الرحیم» چقدر تکبر موج می‌زند؟ چقدر تکبر و مهربانی او در آن است؟» من اگر به شما بگویم که اول سوره‌ها را این گونه شروع کنید: «به نام من که طلبه مهربانی هستم»، آیا شما از این تعبیر مهربانی مرا احساس می‌کنی یا تکبر مرا؟ واضح است بدون اینکه لفظ تکبر را بیاورم، تکبر در این عبارت موج می‌زند. خدا در ابتدای سوره‌هایش می‌گوید: «به نام من» و با تکبرش انسان را به تذلل وا‌ می‌دارد.      </p>
<p style="text-align: justify;">یک سال در ماه مبارک رمضان، ده روزی در مورد کبریایی خدا صحبت می‌کردم. می‌گفتم اصلا خود کلمه «متکبر» به عنوان صفت خدا در قرآن آمده است. متکبر برای ما بد است اما برای خدا خوب است. عبد از تکبر مولایش لذت می‌برد، مثل لذتی که بچه سه ساله از محکم و مقتدر بودن بابایش می‌برد. خلاصه چند روز از این حرف‌ها زدیم تا اینکه روز هفتم بنده‌ی خدایی آمد به من گفت: «حاج آقا! توضیحاتتان درست است، اما می‌شود نگویید خدا متکبر است. این بالاخره ناراحت کننده است!» گفتم: «آخر سرنتوانستی با خودت کنار بیایی؟ بگویم خدا ناز است، کوچولو است، مامانی است، الهی جگرش را بخورم، این‌جوری راحت‌تری؟» بعضی‌ها خدای متکبر را دوست ندارند. در حالی که اصلا حقیقت ارتباط ما با خدا تذلل در برابر خدایی متکبر است.           </p>
<p style="text-align: justify;">یکی از مهربانانه‌ترین آیات قرآن، آیه ۶۰ سوره مبارکه غافر است. ظاهر ابتدای این آیه، مهربانی بدون کبریایی خداست، آنجا که خدا می‌فرماید: «ادعُونی اَستَجِب لَکُم؛ مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.» ادعای ما این است که مهم‌ترین اثر روانی آیات قرآن، القای کبریایی خداست. ممکن است بعضی تصور کنند که در این قطعه از آیه، القای کبریایی نیست و صرفاً مهربانی است. در حالی که در همین قطعه هم هرچند مهربانی خدا مشهود است، ولی کبریایی خدا هم دیده می‌شود. اولاً، خدا می‌فرماید «من» را بخوانید تا شما را اجابت کنم. ثانیاً، در ادامه آیه خدای متعال صریحاً می‌فرماید: «اِنَّ الَّذِینَ یَستَکبِرُونَ عَن عِبَادَتِی سَیَدخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرینَ؛ کسانی که از دعا کردن تکبر بورزند، آن‌ها را با خواری وارد جهنم می‌کنم.»           </p>
<p style="text-align: justify;">البته این خدایی که باران کبریایی است، مهربان هم هست، غفار هم هست، اگر نبود که بیچاره بودیم. این خدا شنونده هم هست، صبور هم هست، حلیم هم هست، ستار هم هست، بردبار هم هست. این خدا منتظر ماهم هست. این خدایی که بسیار با عظمت است، این خدا حاضر است ما را ببخشد. حاضر است کوتاهی‌های ما را جبران کن. آبروی ما را نمی‌برد. این خدا ما را دوست دارد. این خدا هرچه گناه کنیم تا آخر عمر باز پیگیری می‌کند که ما را به سوی خود برگرداند. ولی یادمان نرود او اول از همه اینها خداست و ما در مقابل او عبد هستیم.</p>
<p style="text-align: justify;">منبع : کتاب شناخت رابطه عبد و مولا .نوشته علیرضا پناهیان </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-3#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=723977</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شناخت رابطه عبد ومولا</title>
			<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-2</link>
			<pubDate>10:48:00 +0330 سه شنبه، 21 اسفند 1397</pubDate>			<dc:creator>نجوای بندگی</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبت ها</category>			<guid isPermaLink="false">723976@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt;پرده سوم: ضرورت دادن انگیزه‌های درست برای خوب شدن &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اجازه بدهید همین‌جا نکته‌ای را عرض کنم. اینکه امروز شاهد هستیم که بعضی از جوان‌ها آدم‌های خوبی نیستند، بیشتر تقصیر ماست. چون ما انگیزه قوی، سالم، زخم‌نخورده و دست اول برای خوب شدن به آن‌ها پیشنهاد نکردیم. ما دائماً با انگیزه‌های سطح پایین و دم‌دستی، جوان‌ها را به خوب بودن، مهربانی، رعایت اعتدال، دزدی نکردن، معتاد نشدن و&amp;#8230; دعوت کرده‌ایم. نتیجه‌اش هم این است که آن‌ها خوششان نمی‌آید. بنده از جهتی به آن‌ها حق می‌دهم! &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بچه‌ای که مدام به او گفته‌اند: «درس بخوان تا دکتر و مهندس شوی و اگر درس نخوانی باید بروی کارگری»، این بچه حق دارد اگر از درس فراری باشد. کسی که مدام این انگیزه‌ها را مقابل خود ببیند، حق دارد اگر درس نخواند. با این انگیزه‌ها که نمی‌شود انسان را به حرکت واداشت. مثل این می‌ماند که یک «تی‌ان‌تی» یک گِرمی گذاشته و با آن می‌خواهد یک کوزه بزرگ را بفرستد هوا! خب نمی‌شود. این‌طوری هم نمی‌شود جوان را راه انداخت. او باید به انگیزه عبودیت درس بخواند. ممکن است کسی بگوید: «خب، حالا آمدیم و نخواست با انگیزه عالی درس بخواند، حداقل ما با همین انگیزه‌های سطح پایین راهش بندازیم.» واقعش این است که اگر جوانی نخواست به انگیزه عبودیت و بندگی خدا درس بخواند، همان درس نخواند بهتر است. چرا شمشیر را بدهیم دست زنگی مست؟!   &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من پدری را می‌شناسم که همیشه در خانه‌ی خدا گریه می‌کند که «خدایا، بچه‌های من اگر نمی‌خواهند عبد تو باشند، جانشان را بگیر! من داغشان را تحمل می‌کنم.» یکی از پادشاهان در دوران صفویه که به دلایلی علمای شیعه به دربار نزدیک شده بودند تا شیعه قوام پیدا کند، به عالم زمان خود گفته بود که «من دوست دارم با شما نسبت فامیلی پیدا کنم، پسر شما باید بیاید به خواستگاری دختر من.» چون شرایط به گونه‌ای بود که نمی‌شد این عالم درخواست شاه را رد کند و از طرفی اصلاً به این وصلت راضی نبود، از شاه تا فردا مهلت خواست. شب سر سجاده نماز با خدا این‌گونه راز و نیاز کرد که «خدایا! من می‌خواهم فرزندم عبد تو باشد نه داماد شاه، معلوم نیست اگر پای او به دربار شاه باز شود، سالم بماند&amp;#8230;» همین نجوای شبانه باعث د که صبح جسد بی‌روح پسر را در اتاقش پیدا کنند.  &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بیایید بساط عالم را بهم بزنیم. بیایید به این زندگی پوشالی که آدم‌ها برای خودشان درست کرده‌اند ریشخند بزنیم. بیایید زمینه‌ای را ایجاد کنیم تا اداره کنندگان فرهنگ و روحیات جوامع بشری، آدم‌ها را عبد بار بیاورند. چرا ما باید کاری کنیم که مردم به انگیزه‌هایی غیر از عبودیت، خوش اخلاق شوند و مثلاً لبخند بزنند؟ برای چه لبخند بزند؟ بگذار کفرش بزند بیرون تا لبخندش ما را به اشتباه نیندازد. نتیجه نهایی چنین فرآیندی در جامعه، افزاریش خلوص است. امام زمان(عج) هم در انقلاب جهانی‌شان، میخ بندگی را محکم در زمین می‌کوبد و دنیا را براساس عبودیت خدا می‌چرخاند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14pt;"><span style="color: #ff0000; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">پرده سوم: ضرورت دادن انگیزه‌های درست برای خوب شدن </span></span></p>
<p style="text-align: justify;">اجازه بدهید همین‌جا نکته‌ای را عرض کنم. اینکه امروز شاهد هستیم که بعضی از جوان‌ها آدم‌های خوبی نیستند، بیشتر تقصیر ماست. چون ما انگیزه قوی، سالم، زخم‌نخورده و دست اول برای خوب شدن به آن‌ها پیشنهاد نکردیم. ما دائماً با انگیزه‌های سطح پایین و دم‌دستی، جوان‌ها را به خوب بودن، مهربانی، رعایت اعتدال، دزدی نکردن، معتاد نشدن و&#8230; دعوت کرده‌ایم. نتیجه‌اش هم این است که آن‌ها خوششان نمی‌آید. بنده از جهتی به آن‌ها حق می‌دهم! </p>
<p style="text-align: justify;">بچه‌ای که مدام به او گفته‌اند: «درس بخوان تا دکتر و مهندس شوی و اگر درس نخوانی باید بروی کارگری»، این بچه حق دارد اگر از درس فراری باشد. کسی که مدام این انگیزه‌ها را مقابل خود ببیند، حق دارد اگر درس نخواند. با این انگیزه‌ها که نمی‌شود انسان را به حرکت واداشت. مثل این می‌ماند که یک «تی‌ان‌تی» یک گِرمی گذاشته و با آن می‌خواهد یک کوزه بزرگ را بفرستد هوا! خب نمی‌شود. این‌طوری هم نمی‌شود جوان را راه انداخت. او باید به انگیزه عبودیت درس بخواند. ممکن است کسی بگوید: «خب، حالا آمدیم و نخواست با انگیزه عالی درس بخواند، حداقل ما با همین انگیزه‌های سطح پایین راهش بندازیم.» واقعش این است که اگر جوانی نخواست به انگیزه عبودیت و بندگی خدا درس بخواند، همان درس نخواند بهتر است. چرا شمشیر را بدهیم دست زنگی مست؟!   </p>
<p style="text-align: justify;">من پدری را می‌شناسم که همیشه در خانه‌ی خدا گریه می‌کند که «خدایا، بچه‌های من اگر نمی‌خواهند عبد تو باشند، جانشان را بگیر! من داغشان را تحمل می‌کنم.» یکی از پادشاهان در دوران صفویه که به دلایلی علمای شیعه به دربار نزدیک شده بودند تا شیعه قوام پیدا کند، به عالم زمان خود گفته بود که «من دوست دارم با شما نسبت فامیلی پیدا کنم، پسر شما باید بیاید به خواستگاری دختر من.» چون شرایط به گونه‌ای بود که نمی‌شد این عالم درخواست شاه را رد کند و از طرفی اصلاً به این وصلت راضی نبود، از شاه تا فردا مهلت خواست. شب سر سجاده نماز با خدا این‌گونه راز و نیاز کرد که «خدایا! من می‌خواهم فرزندم عبد تو باشد نه داماد شاه، معلوم نیست اگر پای او به دربار شاه باز شود، سالم بماند&#8230;» همین نجوای شبانه باعث د که صبح جسد بی‌روح پسر را در اتاقش پیدا کنند.  </p>
<p style="text-align: justify;">بیایید بساط عالم را بهم بزنیم. بیایید به این زندگی پوشالی که آدم‌ها برای خودشان درست کرده‌اند ریشخند بزنیم. بیایید زمینه‌ای را ایجاد کنیم تا اداره کنندگان فرهنگ و روحیات جوامع بشری، آدم‌ها را عبد بار بیاورند. چرا ما باید کاری کنیم که مردم به انگیزه‌هایی غیر از عبودیت، خوش اخلاق شوند و مثلاً لبخند بزنند؟ برای چه لبخند بزند؟ بگذار کفرش بزند بیرون تا لبخندش ما را به اشتباه نیندازد. نتیجه نهایی چنین فرآیندی در جامعه، افزاریش خلوص است. امام زمان(عج) هم در انقلاب جهانی‌شان، میخ بندگی را محکم در زمین می‌کوبد و دنیا را براساس عبودیت خدا می‌چرخاند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-2">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-2#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=723976</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شناخت رابطه عبد ومولا</title>
			<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-1</link>
			<pubDate>10:46:00 +0330 سه شنبه، 21 اسفند 1397</pubDate>			<dc:creator>نجوای بندگی</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبت ها</category>			<guid isPermaLink="false">723973@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: 14pt;&quot;&gt;پرده دوم: عبادت، راه کشف رابطه با خدا &lt;/span&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امام رضا(ع) می‌فرمایند: «اگر کسی بگوید چرای خدای متعال بندگان را به عبادت و بندگی فرمان داد؟ گفته می‌شود فرمان داد تا او را از یاد نبرند و آئین‌ او را رها نکنند، و امر و نهیش را به بازی نگیرند، زیرا در آن آرامش و دوام آنان است. و اگر آنان بدون دستور به عبادت رها می‌شدند، روزگار بر ایشان طولانی می‌شد (سخت می‌گشت) و قساوت قلب پیدا می‌کردند.» قساوت قلب یعنی چه؟ یعنی انسان حقیقت بندگی را نمی‌فهمد و عطر زیبای بندگی را استشمام نمی‌کند. این را انسان باید ابتدا با قلبش بفهمد و سپس در چشم‌هایش دیده شود. اگر کسی بندگی نکند، قساوت قلب پیدا می‌کند، یعنی این حقیقت را نمی‌فهمد. خدا این عملیات را قرار داده تا انسان این حقیقت را بفهمد، این دستورات را داده تا انسان فراموش نکند که بنده است.          &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در عبادات، به ویژه نماز، مهم‌ترین کاری که صورت می‌گیرد قطع رابطه با دیگران است. اعتکاف بوی قطع رابطه با دیگران می‌دهد. حج سرشار است از قطع رابطه با دیگران. روزه سرشار و لبریز است از قطع رابطه با دیگران، حتی با نیازهای طبیعی و غریزی خودت. در روزه من نیاز به طعام را هم برآورده نمی‌کنم. من با خوراکی‌های عالم رابطه‌ای دارم که در روزه این رابطه را هم قطع می‌کنم. انسان تا همه رابطه‌هایش را قطع نکند، آن رابطه حقیقی را، که همان رابطه با خداست، به دست نخواهد آورد.          &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;عبادت یعنی قطع رابطه با دیگران و مقیم در خانه‌ی خدا شدن، برای رسیدن به آن رابطه نامرئی و مرموز؛ رابطه با خدا. عبادت راه برقراری این ارتباط است. من عبادت می‌کنم تا بلکه این رابطه برقرار شود و من آن را تجربه کنم، تا بعد از آن در این رابطه سیر و سلوک کنم، این رابطه را تقویت کنم و از این به بعد خودم را فقط در این رابطه ببینم و بیایم و فقط این رابطه را بخواهم.          &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;عبادت یعنی وقت گذاشتن برای کشف این رابطه. نباید نوک زد! باید وقت گذاشت. اعتکاف به همین دلیل ویژه است. انسان سه روز «وقت» می‌گذارد.، سه روز دنبال صاح خانه می‌گردد و زمزمه‌اش این است که ای خدایی که نمی‌بینمت، نمی‌یابمت، نمی‌چشمت! تو کجا هستی؟! چگونه با من ارتباط برقرار خواهی کرد؟! کِی وجود تو را بیشتر لمس خواهم کرد؟! کِی حضور تو را بیشتر حس خواهم کرد؟! کِی می‌فهمم تو چگونه هستی؟! &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وای برکسی که پیش خدا برود و از خدا چیز دیگری غیر از خود خدا بخواهد. انسان باید همیشه با خدا این نجوا را داشته باشد: «خدایا اول خودت را به من بده. چرا من نباید با تو ارتباط داشته باشم؟» جوانی را دیدم که پیش یک اهل دلی رفته بود و به او می‌گفت: «من چرا نباید با جنس مخالف ارتباط داشته باشم؟ من چرا نباید دوستی داشته باشم؟» به خودش می‌پیچید و این حرف‌ها را می‌زد. و آن اهل دل هم به زور اشک‌هایش را پنهان می‌کرد و به خود می‌پیچید، به وجد آمده بود. این جوان به دنبال رابطه‌ای بود که نیاز داشت، او هم به یاد رابطه‌ای افتاده بود که نیاز داشت. چرا من تو را آن‌گونه نخواهم که دیگری، دیگری را می‌خواهد؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; منبع : کتاب شناخت رابطه عبد ومولا . نوشته علیرضا پناهیان &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: 14pt;">پرده دوم: عبادت، راه کشف رابطه با خدا </span>  </span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">امام رضا(ع) می‌فرمایند: «اگر کسی بگوید چرای خدای متعال بندگان را به عبادت و بندگی فرمان داد؟ گفته می‌شود فرمان داد تا او را از یاد نبرند و آئین‌ او را رها نکنند، و امر و نهیش را به بازی نگیرند، زیرا در آن آرامش و دوام آنان است. و اگر آنان بدون دستور به عبادت رها می‌شدند، روزگار بر ایشان طولانی می‌شد (سخت می‌گشت) و قساوت قلب پیدا می‌کردند.» قساوت قلب یعنی چه؟ یعنی انسان حقیقت بندگی را نمی‌فهمد و عطر زیبای بندگی را استشمام نمی‌کند. این را انسان باید ابتدا با قلبش بفهمد و سپس در چشم‌هایش دیده شود. اگر کسی بندگی نکند، قساوت قلب پیدا می‌کند، یعنی این حقیقت را نمی‌فهمد. خدا این عملیات را قرار داده تا انسان این حقیقت را بفهمد، این دستورات را داده تا انسان فراموش نکند که بنده است.          </p>
<p style="text-align: justify;">در عبادات، به ویژه نماز، مهم‌ترین کاری که صورت می‌گیرد قطع رابطه با دیگران است. اعتکاف بوی قطع رابطه با دیگران می‌دهد. حج سرشار است از قطع رابطه با دیگران. روزه سرشار و لبریز است از قطع رابطه با دیگران، حتی با نیازهای طبیعی و غریزی خودت. در روزه من نیاز به طعام را هم برآورده نمی‌کنم. من با خوراکی‌های عالم رابطه‌ای دارم که در روزه این رابطه را هم قطع می‌کنم. انسان تا همه رابطه‌هایش را قطع نکند، آن رابطه حقیقی را، که همان رابطه با خداست، به دست نخواهد آورد.          </p>
<p style="text-align: justify;">عبادت یعنی قطع رابطه با دیگران و مقیم در خانه‌ی خدا شدن، برای رسیدن به آن رابطه نامرئی و مرموز؛ رابطه با خدا. عبادت راه برقراری این ارتباط است. من عبادت می‌کنم تا بلکه این رابطه برقرار شود و من آن را تجربه کنم، تا بعد از آن در این رابطه سیر و سلوک کنم، این رابطه را تقویت کنم و از این به بعد خودم را فقط در این رابطه ببینم و بیایم و فقط این رابطه را بخواهم.          </p>
<p style="text-align: justify;">عبادت یعنی وقت گذاشتن برای کشف این رابطه. نباید نوک زد! باید وقت گذاشت. اعتکاف به همین دلیل ویژه است. انسان سه روز «وقت» می‌گذارد.، سه روز دنبال صاح خانه می‌گردد و زمزمه‌اش این است که ای خدایی که نمی‌بینمت، نمی‌یابمت، نمی‌چشمت! تو کجا هستی؟! چگونه با من ارتباط برقرار خواهی کرد؟! کِی وجود تو را بیشتر لمس خواهم کرد؟! کِی حضور تو را بیشتر حس خواهم کرد؟! کِی می‌فهمم تو چگونه هستی؟! </p>
<p style="text-align: justify;">وای برکسی که پیش خدا برود و از خدا چیز دیگری غیر از خود خدا بخواهد. انسان باید همیشه با خدا این نجوا را داشته باشد: «خدایا اول خودت را به من بده. چرا من نباید با تو ارتباط داشته باشم؟» جوانی را دیدم که پیش یک اهل دلی رفته بود و به او می‌گفت: «من چرا نباید با جنس مخالف ارتباط داشته باشم؟ من چرا نباید دوستی داشته باشم؟» به خودش می‌پیچید و این حرف‌ها را می‌زد. و آن اهل دل هم به زور اشک‌هایش را پنهان می‌کرد و به خود می‌پیچید، به وجد آمده بود. این جوان به دنبال رابطه‌ای بود که نیاز داشت، او هم به یاد رابطه‌ای افتاده بود که نیاز داشت. چرا من تو را آن‌گونه نخواهم که دیگری، دیگری را می‌خواهد؟</p>
<p style="text-align: justify;"> منبع : کتاب شناخت رابطه عبد ومولا . نوشته علیرضا پناهیان </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=723973</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شناخت رابطه عبد ومولا</title>
			<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا</link>
			<pubDate>10:37:00 +0330 سه شنبه، 21 اسفند 1397</pubDate>			<dc:creator>نجوای بندگی</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">723970@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: 14pt; color: #ff0000;&quot;&gt;پرده اول: انتخابی نبودنِ «عبد بودن»   &lt;/span&gt;        &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;عبد بودن ما امری انتخابی نیست. خدا برای اینکه ما درست با بیاورد اصلی‌ترین عبادت ما یعنی «نماز» را واجب کرده است. دستور هم داده است برای اینکه بچه‌هایتان به آداب بندگی ادب شوند، از هفت سالگی آن‌ها را به نماز خواندن امر کنید. طرف می‌گوید: «چرا من باید از هفت سالگی بچه را به نماز دعوت کنم در حالی که بچه هنوز چیزی نمی‌فهمد؟ حالا که هنوز نوبت انتخابش نشده، بماند وقتی زمان انتخابش شد ببینیم آیا خدا را انتخاب می‌کند یا نه؟» توجه ندارد که هویت فرزند او، «عبد بودن» است. عبد بودن او هم انتخابی نیست. این حقیقت وجودی اوست. بچه باید اول این را درک کند. وقتی این را درک کرد، آن وقت می‌توان به او گفت که خودت فکر کن و انتخاب کن.       &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;لذا خدا می‌فرماید که باید بچه را از هفت سالگی به نماز خواندن وادارید تا بفهمد که عبد است. بعد از آن بگو «ای بنده‌ی خدا! بیا به خدا معرفت پیدا کن و به سوی او حرکت کن!» چون فرصت او هم یک فطرت الهی است و این فطرت بر عقل و اندیشه‌اش هم حاکم است، قطعاً اگر تفکر کند، درست انتخاب می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اصلا انتخاب آزادانه به معنای مطلق کلمه معنا ندارد. سخن گفتن برخی مثل این است که بگویند: «ما جاذبه‌ی زمین را به عنوان پیش فرض می‌پذیریم و سپس سراغ بقیه قواعد فیزیک می‌رویم!»، در حالی که جاذبه‌ی زمین پیش فرض نیست. پیش فرض یعنی فرضاً جاذبه‌ی زمین وجود دارد! این چه حرفی است؟ جاذبه زمین که یک امر مسلّم است. چرا سرجاذبه زمین منّت می‌گذاری؟ جاذبه زمین وجود دارد و تو هم تسلیم و مقهورش هستی. چه بخواهی چه نخواهی باید همه زندگیت را تحت سیطره‌ی جاذبه زمین تعریف کنی. عبد بودن ما مثل جاذبه زمین است؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم هست و ما باید مقهور آن باشیم.           &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چه فایده‌ای دارد کسی بنشیند و با فرض اینکه جاذبه زمین وجود ندارد برای خودش برنامه‌ریزی کند؟ یا مثلاً بگوید که من باید فکر کنم که آیا جاذبه زمین را بپذیریم یا نه؟! اینکه دیگر به انتخاب شما بستگی ندارد. کسی این‌گونه با حقایق عالم برخورد نمی‌کند. عبد بودن ما هم همانند قانون جاذبه زمین است و به انتخاب ما ربطی ندارد. ما بایستی نسبت به اذن الهی تواضع داشته باشیم. این ما نیستیم که خدا را انتخاب می‌کنیم این خداست که زمانی که ما را خلق کرده، ما را برای بندگی خود انتخاب کرده است.    &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر چنین نگاهی داشته باشید، دیگر انرژی‌های روح‌تان صرف هرزگی‌ها و چیزهای بی‌ارزش نخواهد شد. دیگر امر واقعی را به عنوان شرایطی که هست، می‌پذیرد و تسلیمش می‌شوید. بعد از این است که شروع می‌کنید به رها کردن انرژی‌های روحی خودتان. هسته اتم را در نیروگاه می‌شکافند و از آن برق تولید می‌کنند، اما اگر آن را در خارج از نیروگاه بشکافند همه‌جا را تخریب می‌کند. اراده‌ها و خلاقیت‌های انسان هم اگر در دالان عبودیت انفجار پیدا کنند و آزاد شوند باعث رشد و تلقی انسان می‌شوند و الا انسان را به حضیض ذلت و بیچارگی می‌کشانند.       &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ای بنده‌ی خدا! تو چه بخواهی و چه نخواهی عبد هستی، پس چرا می‌خواهی از حقیقت خودت دور شوی؟ در بعضی از امور که تو اصلاً حق انتخاب نداری، انرژی‌ات را الکی در این امور مصرف نکن. بپذیر که عبد هستی و انرژی و توان خودت را از اینجا به بعد صرف کن. خوشا به سعادت کسی که بعد از پذیرش بندگی، فکر و خیال خودش را صرف این می‌کند که از توانایی‌هایش چگونه استفاده کند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: 14pt; color: #ff0000;">پرده اول: انتخابی نبودنِ «عبد بودن»   </span>        </p>
<p style="text-align: justify;">عبد بودن ما امری انتخابی نیست. خدا برای اینکه ما درست با بیاورد اصلی‌ترین عبادت ما یعنی «نماز» را واجب کرده است. دستور هم داده است برای اینکه بچه‌هایتان به آداب بندگی ادب شوند، از هفت سالگی آن‌ها را به نماز خواندن امر کنید. طرف می‌گوید: «چرا من باید از هفت سالگی بچه را به نماز دعوت کنم در حالی که بچه هنوز چیزی نمی‌فهمد؟ حالا که هنوز نوبت انتخابش نشده، بماند وقتی زمان انتخابش شد ببینیم آیا خدا را انتخاب می‌کند یا نه؟» توجه ندارد که هویت فرزند او، «عبد بودن» است. عبد بودن او هم انتخابی نیست. این حقیقت وجودی اوست. بچه باید اول این را درک کند. وقتی این را درک کرد، آن وقت می‌توان به او گفت که خودت فکر کن و انتخاب کن.       </p>
<p style="text-align: justify;">لذا خدا می‌فرماید که باید بچه را از هفت سالگی به نماز خواندن وادارید تا بفهمد که عبد است. بعد از آن بگو «ای بنده‌ی خدا! بیا به خدا معرفت پیدا کن و به سوی او حرکت کن!» چون فرصت او هم یک فطرت الهی است و این فطرت بر عقل و اندیشه‌اش هم حاکم است، قطعاً اگر تفکر کند، درست انتخاب می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">اصلا انتخاب آزادانه به معنای مطلق کلمه معنا ندارد. سخن گفتن برخی مثل این است که بگویند: «ما جاذبه‌ی زمین را به عنوان پیش فرض می‌پذیریم و سپس سراغ بقیه قواعد فیزیک می‌رویم!»، در حالی که جاذبه‌ی زمین پیش فرض نیست. پیش فرض یعنی فرضاً جاذبه‌ی زمین وجود دارد! این چه حرفی است؟ جاذبه زمین که یک امر مسلّم است. چرا سرجاذبه زمین منّت می‌گذاری؟ جاذبه زمین وجود دارد و تو هم تسلیم و مقهورش هستی. چه بخواهی چه نخواهی باید همه زندگیت را تحت سیطره‌ی جاذبه زمین تعریف کنی. عبد بودن ما مثل جاذبه زمین است؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم هست و ما باید مقهور آن باشیم.           </p>
<p style="text-align: justify;">چه فایده‌ای دارد کسی بنشیند و با فرض اینکه جاذبه زمین وجود ندارد برای خودش برنامه‌ریزی کند؟ یا مثلاً بگوید که من باید فکر کنم که آیا جاذبه زمین را بپذیریم یا نه؟! اینکه دیگر به انتخاب شما بستگی ندارد. کسی این‌گونه با حقایق عالم برخورد نمی‌کند. عبد بودن ما هم همانند قانون جاذبه زمین است و به انتخاب ما ربطی ندارد. ما بایستی نسبت به اذن الهی تواضع داشته باشیم. این ما نیستیم که خدا را انتخاب می‌کنیم این خداست که زمانی که ما را خلق کرده، ما را برای بندگی خود انتخاب کرده است.    </p>
<p style="text-align: justify;">اگر چنین نگاهی داشته باشید، دیگر انرژی‌های روح‌تان صرف هرزگی‌ها و چیزهای بی‌ارزش نخواهد شد. دیگر امر واقعی را به عنوان شرایطی که هست، می‌پذیرد و تسلیمش می‌شوید. بعد از این است که شروع می‌کنید به رها کردن انرژی‌های روحی خودتان. هسته اتم را در نیروگاه می‌شکافند و از آن برق تولید می‌کنند، اما اگر آن را در خارج از نیروگاه بشکافند همه‌جا را تخریب می‌کند. اراده‌ها و خلاقیت‌های انسان هم اگر در دالان عبودیت انفجار پیدا کنند و آزاد شوند باعث رشد و تلقی انسان می‌شوند و الا انسان را به حضیض ذلت و بیچارگی می‌کشانند.       </p>
<p style="text-align: justify;">ای بنده‌ی خدا! تو چه بخواهی و چه نخواهی عبد هستی، پس چرا می‌خواهی از حقیقت خودت دور شوی؟ در بعضی از امور که تو اصلاً حق انتخاب نداری، انرژی‌ات را الکی در این امور مصرف نکن. بپذیر که عبد هستی و انرژی و توان خودت را از اینجا به بعد صرف کن. خوشا به سعادت کسی که بعد از پذیرش بندگی، فکر و خیال خودش را صرف این می‌کند که از توانایی‌هایش چگونه استفاده کند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شناخت-رابطه-عبد-ومولا#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=723970</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>متن ادبی به مناسبت ولادت حضرت زینب</title>
			<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/متن-ادبی-به-مناسبت-ولادت-حضرت-زینب</link>
			<pubDate>15:17:00 +0330 یکشنبه، 1 بهمن 1396</pubDate>			<dc:creator>نجوای بندگی</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبت ها</category>			<guid isPermaLink="false">584492@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بانوی بزرگ ایمان حضرت زینب (س) در سال پنجم هجری دیده به جهان گشود. او سومین فرزند ارجمند خاندان وحی و رسالت و دودمان پاک و بلندآوازه‏ ی امامت بود.آنگاه که آن حضرت دیده به جهان گشود، نیای گرانقدرش پیامبر بزرگوار اسلام، نام او را «زینب» نهاد. واژه ‏ی مقدس و جانبخشی که از «زین» و «اب» شکل گرفته است و به مفهوم زینت و آراستگی پدر می‏باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این بانوی بزرگ، هم دارای زندگی درخشان و تاریخ سرشار از فضایل انسانی و ارزشهای اخلاقی است و هم همه‏ ی مراحل زندگی الهام‏ بخش و درس ‏آموزش با حوادث اندوه بار و درد و رنج آمیخته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/najvayeebandege/quick-uploads/_-_-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;360&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                    برای تو می نویسم،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                         &lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt; &lt;span style=&quot;font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;&quot;&gt; ای زینب! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                    ای که فریاد با تو آغاز شد و بیداد با تو رسوا!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                          ای آزاد اسیر!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                  ای قامت سبز اعتراض!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                     ای نهال بارور ایثار!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                   ای جاری زلال متانت!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                  ای آیه صراحت و عفت!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                     ای آذرخش خشم!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                ای مظهر لطافت و رحمت!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                         چگونه می توان تو را گفت، تو را نوشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                             قلم در ابهامِ شناختت مانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                       انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/متن-ادبی-به-مناسبت-ولادت-حضرت-زینب&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">بانوی بزرگ ایمان حضرت زینب (س) در سال پنجم هجری دیده به جهان گشود. او سومین فرزند ارجمند خاندان وحی و رسالت و دودمان پاک و بلندآوازه‏ ی امامت بود.آنگاه که آن حضرت دیده به جهان گشود، نیای گرانقدرش پیامبر بزرگوار اسلام، نام او را «زینب» نهاد. واژه ‏ی مقدس و جانبخشی که از «زین» و «اب» شکل گرفته است و به مفهوم زینت و آراستگی پدر می‏باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">این بانوی بزرگ، هم دارای زندگی درخشان و تاریخ سرشار از فضایل انسانی و ارزشهای اخلاقی است و هم همه‏ ی مراحل زندگی الهام‏ بخش و درس ‏آموزش با حوادث اندوه بار و درد و رنج آمیخته بود.</p>
<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/najvayeebandege/quick-uploads/_-_-1.jpg" alt="" width="600" height="360" /></p>
<p>                                                                    برای تو می نویسم،</p>
<p>                                                                         <span style="color: #008000;"> <span style="font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif;"> ای زینب! </span></span></p>
<p>                                                    ای که فریاد با تو آغاز شد و بیداد با تو رسوا!</p>
<p>                                                                          ای آزاد اسیر!</p>
<p>                                                                  ای قامت سبز اعتراض!</p>
<p>                                                                     ای نهال بارور ایثار!</p>
<p>                                                                   ای جاری زلال متانت!</p>
<p>                                                                  ای آیه صراحت و عفت!</p>
<p>                                                                     ای آذرخش خشم!</p>
<p>                                                                ای مظهر لطافت و رحمت!</p>
<p>                                                         چگونه می توان تو را گفت، تو را نوشت.</p>
<p>                                                             قلم در ابهامِ شناختت مانده است.</p>
<p>                                                       انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/متن-ادبی-به-مناسبت-ولادت-حضرت-زینب">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/متن-ادبی-به-مناسبت-ولادت-حضرت-زینب#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=584492</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شهادت امام سجاد(علیه السلام)</title>
			<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شهادت-امام-سجاد-علیه-السلام-10</link>
			<pubDate>15:57:00 +0330 پنجشنبه، 6 آبان 1395</pubDate>			<dc:creator>نجوای بندگی</dc:creator>
			<category domain="main">شهادت</category>			<guid isPermaLink="false">285283@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;vertical-align: middle; display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;http://ahlolbait.com/files/139/image/emam%20Sajjad.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;656&quot; height=&quot;354&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در فراز اول مناجات محبین، دو نکته بیان شده است؛&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اول آنکه اگر کسی شیرینی محبت خداوند را چشید و از لذت محبت او سرشار شد، جایگزینی برای او نمی‌طلبد و دل به محبت غیر او نمی‌دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دوم آنکه اگر کسی به جوار خداوند راه یافت و به قرب معبود انس گرفت، حتی لحظه‌ای از حال و هوای انس به قرب الهی خارج نمی‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در ادامه، امام سجاد(ع) از خداوند می‌خواهد که خود را در شمار کسانی قرار دهد که برای مقام قرب و ولایتش برگزیده است. قربی که او از خداوند می‌طلبد، قرب اکتسابی است که در پرتو پیروی از دستورات خداوند، بندگی و خودسازی به دست می‌آید و از این نظر خاص بندگان برگزیده و مومن خداست و تنها آنان از این امتیاز عالی برخوردارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متن وترجمه مناجات المحبین را در زیر مشاهده کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;به نام خداى بخشاينده مهربان‎&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;‎&lt;br /&gt;اِلهى مَنْ ذَاالَّذى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً وَمَنْ ذَاالَّذى‎&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدايا نيست كه شيرينى محبت تو را چشيده باشد و جز تو آهنگ ديگرى را بكند و كيست كه به مقام‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;اَنِسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى عَنْكَ حِوَلاً اِلهى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد خدايا قرار ده ما را از زمره كسانى كه‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;لِقُرْبِكَ وَوِلايَتِكَ وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ وَشَوَّقْتَهُ اِلى لِقاَّئِكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;براى قرب و دوستيت برگزيده اى و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به ديدارت شائقش كرده و به قضا‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَرَضَّيْتَهُ بِقَضاَّئِكَ وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى وَجْهِكَ وَحَبَوْتَهُ بِرِضاكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و قدرت راضيش ساخته و به ديدن رويت به او نعمت بخشيده و به خوشنودى خويش مخصوصش گردانده‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِكَ وَقِلاكَ وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى جِوارِكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و از غم هجران و فراقت پناهش داده و در جايگاه راستى در جوار خويش جايش داده و‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِكَ وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِكَ وَهَيَّمْتَ قَلْبَهُ لاِِرادَتِكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;به معرفت خويش مخصوصش كرده و براى پرستش و عبادتت او را لايق كردى و در ارادت خويش دل شيدايش كردى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَاجْتَبَيْتَهُ لِمُشاهَدَتِكَ وَاَخْلَيْتَ وَجْهَهُ لَكَ وَفَرَّغْتَ فُؤ ادَهُ لِحُبِّكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و براى مشاهده جمالت انتخابش كردى و رويش را براى خودت از اغيار خالى كردى و دلش را براى محبت خويش فارغ كردى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَرَغَّبْتَهُ فيما عِنْدَكَ وَاَلْهَمْتَهُ ذِكْرَكَ وَاَوْزَعْتَهُ شُكْرَكَ وَشَغَلْتَهُ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و تنها بدانچه نزد تو است راغبش كردى و ذكر خويش را بدو الهام كردى و سپاسگزاريت را بدون نصيب كردى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;بِطاعَتِكَ وَصَيَّرْتَهُ مِنْ صالِحى بَرِيَّتِكَ وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شايسته ات گرداندى و براى مناجات خويش انتخابش كردى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَقَطَعْتَ عَنْهُ كُلَّشَىْءٍ يَقْطَعُهُ عَنْكَ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَاءْبُهُمُ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و بريدى از او هر چه را كه موجب بريدنش از تو گردد خدايا قرار ده ما را از كسانى كه شيوه شان در زندگى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;الاِْرْتِياحُ اِلَيْكَ وَالْحَنينُ وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالاْنينُ جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پيشانيهاشان در برابر عظمتت به خاك‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;لِعَظَمَتِكَ وَعُيُونُهُمْ ساهِرَةٌ فى خِدْمَتِكَ وَدُمُوعُهُمْ ساَّئِلَةٌ مِنْ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;افتاده و از ديدگانشان در خدمتت يكسره بيدار است و سرشكشان از‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;خَشْيَتِكَ وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِكَ وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;ترس تو ريزان و دلهاشان به محبتت آويزان و قلبهاشان از هيبتت از جا كنده شده است‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;يا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لاِبْصارِ مُحِبّيهِ راَّئِقَةٌ وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;اى كه انوار قدسش براى ديدگان دوستانش در كمال درخشندگى است و پرتوافكنيهاى جمالش براى قلوب‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;عارِفيهِ شاَّئِفَةٌ يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ وَيا غايَةَ امالِ الْمُحِبّينَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;عارفان زداينده (چركيها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;اَسْئَلُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى اِلى قُرْبِكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى كه مرا به قرب تو واصل گرداند‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَاَنْ تَجْعَلَكَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمّا سِواكَ وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى اِيّاكَ قاَّئِداً اِلى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و تو را در پيش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد و از تو خواهم كه دوستيم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;رِضْوانِكَ وَشَوْقى اِلَيْكَ ذائِداً عَنْ عِصْيانِكَ وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;مرا به رضوانت بكشاند و اشتياقم را به سويت چنان كنى كه بازدارنده از نافرمانيت باشد و بر من منت نِه به اينكه بر من توجهى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;عَلَىَّ وَانْظُرْ بِعَيْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَكَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;فرمايى و با ديده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الاِْ سْعادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَكَ يامُجيبُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ‎&lt;br /&gt;‎&lt;br /&gt;و مرا از جمله سعادتمندان و بهره مندان نزد خود قرار دهى اى پاسخ دهنده اى مهربانترين مهربانان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شهادت-امام-سجاد-علیه-السلام-10&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="vertical-align: middle; display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://ahlolbait.com/files/139/image/emam%20Sajjad.jpg" alt="" width="656" height="354" /></p>
<p style="text-align: justify;">در فراز اول مناجات محبین، دو نکته بیان شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;">اول آنکه اگر کسی شیرینی محبت خداوند را چشید و از لذت محبت او سرشار شد، جایگزینی برای او نمی‌طلبد و دل به محبت غیر او نمی‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">دوم آنکه اگر کسی به جوار خداوند راه یافت و به قرب معبود انس گرفت، حتی لحظه‌ای از حال و هوای انس به قرب الهی خارج نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در ادامه، امام سجاد(ع) از خداوند می‌خواهد که خود را در شمار کسانی قرار دهد که برای مقام قرب و ولایتش برگزیده است. قربی که او از خداوند می‌طلبد، قرب اکتسابی است که در پرتو پیروی از دستورات خداوند، بندگی و خودسازی به دست می‌آید و از این نظر خاص بندگان برگزیده و مومن خداست و تنها آنان از این امتیاز عالی برخوردارند.</p>
<p>متن وترجمه مناجات المحبین را در زیر مشاهده کنید.</p>
<p>بسم الله الرّحمن الرّحیم‎<br />‎<br />به نام خداى بخشاينده مهربان‎</p>
<p>‎<br />اِلهى مَنْ ذَاالَّذى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً وَمَنْ ذَاالَّذى‎</p>
<p>خدايا نيست كه شيرينى محبت تو را چشيده باشد و جز تو آهنگ ديگرى را بكند و كيست كه به مقام‎<br />‎<br />اَنِسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى عَنْكَ حِوَلاً اِلهى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ‎<br />‎<br />قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد خدايا قرار ده ما را از زمره كسانى كه‎<br />‎<br />لِقُرْبِكَ وَوِلايَتِكَ وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ وَشَوَّقْتَهُ اِلى لِقاَّئِكَ‎<br />‎<br />براى قرب و دوستيت برگزيده اى و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به ديدارت شائقش كرده و به قضا‎<br />‎<br />وَرَضَّيْتَهُ بِقَضاَّئِكَ وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى وَجْهِكَ وَحَبَوْتَهُ بِرِضاكَ‎<br />‎<br />و قدرت راضيش ساخته و به ديدن رويت به او نعمت بخشيده و به خوشنودى خويش مخصوصش گردانده‎<br />‎<br />وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِكَ وَقِلاكَ وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى جِوارِكَ‎<br />‎<br />و از غم هجران و فراقت پناهش داده و در جايگاه راستى در جوار خويش جايش داده و‎<br />‎<br />وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِكَ وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِكَ وَهَيَّمْتَ قَلْبَهُ لاِِرادَتِكَ‎<br />‎<br />به معرفت خويش مخصوصش كرده و براى پرستش و عبادتت او را لايق كردى و در ارادت خويش دل شيدايش كردى‎<br />‎<br />وَاجْتَبَيْتَهُ لِمُشاهَدَتِكَ وَاَخْلَيْتَ وَجْهَهُ لَكَ وَفَرَّغْتَ فُؤ ادَهُ لِحُبِّكَ‎<br />‎<br />و براى مشاهده جمالت انتخابش كردى و رويش را براى خودت از اغيار خالى كردى و دلش را براى محبت خويش فارغ كردى‎<br />‎<br />وَرَغَّبْتَهُ فيما عِنْدَكَ وَاَلْهَمْتَهُ ذِكْرَكَ وَاَوْزَعْتَهُ شُكْرَكَ وَشَغَلْتَهُ‎<br />‎<br />و تنها بدانچه نزد تو است راغبش كردى و ذكر خويش را بدو الهام كردى و سپاسگزاريت را بدون نصيب كردى‎<br />‎<br />بِطاعَتِكَ وَصَيَّرْتَهُ مِنْ صالِحى بَرِيَّتِكَ وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِكَ‎<br />‎<br />و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شايسته ات گرداندى و براى مناجات خويش انتخابش كردى‎<br />‎<br />وَقَطَعْتَ عَنْهُ كُلَّشَىْءٍ يَقْطَعُهُ عَنْكَ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَاءْبُهُمُ‎<br />‎<br />و بريدى از او هر چه را كه موجب بريدنش از تو گردد خدايا قرار ده ما را از كسانى كه شيوه شان در زندگى‎<br />‎<br />الاِْرْتِياحُ اِلَيْكَ وَالْحَنينُ وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالاْنينُ جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ‎<br />‎<br />شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پيشانيهاشان در برابر عظمتت به خاك‎<br />‎<br />لِعَظَمَتِكَ وَعُيُونُهُمْ ساهِرَةٌ فى خِدْمَتِكَ وَدُمُوعُهُمْ ساَّئِلَةٌ مِنْ‎<br />‎<br />افتاده و از ديدگانشان در خدمتت يكسره بيدار است و سرشكشان از‎<br />‎<br />خَشْيَتِكَ وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِكَ وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِكَ‎<br />‎<br />ترس تو ريزان و دلهاشان به محبتت آويزان و قلبهاشان از هيبتت از جا كنده شده است‎<br />‎<br />يا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لاِبْصارِ مُحِبّيهِ راَّئِقَةٌ وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ‎<br />‎<br />اى كه انوار قدسش براى ديدگان دوستانش در كمال درخشندگى است و پرتوافكنيهاى جمالش براى قلوب‎<br />‎<br />عارِفيهِ شاَّئِفَةٌ يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ وَيا غايَةَ امالِ الْمُحِبّينَ‎<br />‎<br />عارفان زداينده (چركيها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان‎<br />‎<br />اَسْئَلُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى اِلى قُرْبِكَ‎<br />‎<br />از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى كه مرا به قرب تو واصل گرداند‎<br />‎<br />وَاَنْ تَجْعَلَكَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمّا سِواكَ وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى اِيّاكَ قاَّئِداً اِلى‎<br />‎<br />و تو را در پيش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد و از تو خواهم كه دوستيم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا‎<br />‎<br />رِضْوانِكَ وَشَوْقى اِلَيْكَ ذائِداً عَنْ عِصْيانِكَ وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ‎<br />‎<br />مرا به رضوانت بكشاند و اشتياقم را به سويت چنان كنى كه بازدارنده از نافرمانيت باشد و بر من منت نِه به اينكه بر من توجهى‎<br />‎<br />عَلَىَّ وَانْظُرْ بِعَيْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَكَ‎<br />‎<br />فرمايى و با ديده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى‎<br />‎<br />وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الاِْ سْعادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَكَ يامُجيبُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ‎<br />‎<br />و مرا از جمله سعادتمندان و بهره مندان نزد خود قرار دهى اى پاسخ دهنده اى مهربانترين مهربانان</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شهادت-امام-سجاد-علیه-السلام-10">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/شهادت-امام-سجاد-علیه-السلام-10#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=285283</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سلوک عرفانی</title>
			<link>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/سلوک-عرفانی</link>
			<pubDate>14:59:00 +0330 چهارشنبه، 12 اسفند 1394</pubDate>			<dc:creator>نجوای بندگی</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">205132@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;اين طرف مشتی صدف ، آنجا كمی گل ريخته است&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;موج ، ماهی های عاشق را به ساحل ريخته&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;بعد از اين در جام ما تصوير ابر تيره ای است&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;بعد از اين در جام دريا ، ماه كامل ريخته است&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;مرگ حق دارد كه از ما روی برگردانده است&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;زندگی در كام ما مرگ هلاهل ريخته&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;هر چه دام افكندم ، آهوها گريزان تر شدند&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;حال ، صدها دام ديگر در مقابل ريخته&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;هيچ راهی جز به دام افتادن صياد نيست&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;هر كجا پا می گذارم دامنی دل ريخته&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;عارفی از نيمه راه تحير بازگشت&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;گفت : خون عاشقان منزل به منزل ريخته&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://aryaclick.ir/img_gallery/content/etc/1/arefani.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;398&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/سلوک-عرفانی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">اين طرف مشتی صدف ، آنجا كمی گل ريخته است</p>
<p style="text-align: center;">موج ، ماهی های عاشق را به ساحل ريخته</p>
<p style="text-align: center;">بعد از اين در جام ما تصوير ابر تيره ای است</p>
<p style="text-align: center;">بعد از اين در جام دريا ، ماه كامل ريخته است</p>
<p style="text-align: center;">مرگ حق دارد كه از ما روی برگردانده است</p>
<p style="text-align: center;">زندگی در كام ما مرگ هلاهل ريخته</p>
<p style="text-align: center;">هر چه دام افكندم ، آهوها گريزان تر شدند</p>
<p style="text-align: center;">حال ، صدها دام ديگر در مقابل ريخته</p>
<p style="text-align: center;">هيچ راهی جز به دام افتادن صياد نيست</p>
<p style="text-align: center;">هر كجا پا می گذارم دامنی دل ريخته</p>
<p style="text-align: center;">عارفی از نيمه راه تحير بازگشت</p>
<p style="text-align: center;">گفت : خون عاشقان منزل به منزل ريخته</p>
<p style="text-align: center;"> </p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://aryaclick.ir/img_gallery/content/etc/1/arefani.jpg" alt="" width="300" height="398" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/سلوک-عرفانی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/سلوک-عرفانی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://najvayeebandege.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=205132</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
